شرکت هایی با عملیات جهانی

Categories Managment

 

شرکتی که در بیش از یک کشور فعالیت دارد به عنوان یک شرکت چندملیتی (MNC) شناخته می‌شود. شرکت‌های بزرگ چندملیتی از بازیگران اصلی در عرصه بین‌المللی هستند. برای مثال فروش جهانی والمارت بزرگ‌تر از ارزش

دلار کل اقتصاد اتریش، نروژ و عربستان‌سعودی است. اگرچه والمارت به عنوان خرده‌فروش آمریکایی در نظر گرفته می‌شود، اما این بنگاه بیش از یک چهارم درآمد خود را در خارج از ایالات‌متحده کسب می‌کند. والمارت دارای تعداد قابل‌توجهی از فروشگاه‌ها، از اواسط سال ۲۰۱۴، در مکزیک (۲، ۲۰۷)، برزیل (۵۵۶)، ژاپن (۲۰۱)، کانادا (۲۰۱)، آرژانتین (۱۰۵)، آرژانتین (۱۰۵)، و چین (۴۰۰) است. والمارت همچنین در سرمایه‌گذاری‌های مشترک در چین (۳۲۸ فروشگاه) و هند (۵) شرکت می‌کند. شرکت‌های چند ملیتی با اندازه متوسط هنوز بسیار قدرتمند هستند. اگر شرکت کیا یکی از این کشورها باشد، میزان فروش کنونی آن تقریباً ۴۲ میلیارد دلار (در سال ۲۰۱۲) آن را در رده ۷۵ برتر از ۱۸۰ کشور جهان قرار می‌دهد (شرکت وال – مارت، ۲۰۱۴).

شرکت‌های چند ملیتی مانند کیا و وال مارت یک استراتژی بین‌المللی را برای هدایت تلاش‌های خود در میان کشورهای مختلف انتخاب کرده‌اند. سه استراتژی بین‌المللی اصلی در نظر گرفته شده: (۱) multidomestic، (۲) جهانی، و (۳) transnational هستند. هر استراتژی شامل یک رویکرد متفاوت برای تلاش جهت ایجاد بهره‌وری در کشورها و درعین حال پاسخگویی به تغییرات در ترجیحات مشتری و شرایط بازار است.

 

استراتژی بین المللی

در سطوح همکاری، شرکت‌ها انتخاب می‌کنند که از یکی از سه راهبرد بین‌المللی استفاده کنند: multidomestic، جهانی، یا فراملی (transnational ترکیبی از multidomestic و جهانی). این سه استراتژی منعکس‌کننده موازنه بین پاسخگویی محلی و بهره‌وری جهانی برای شرکت‌ها جهت کسب مزیت رقابتی هستند، آن‌ها باید استراتژی‌هایی تدبیر کنند که از مزیت رقابتی شرکت سود ببرند چرا که رقابت برای رقبا دشوار است

 

استراتژی چند منظوره (multidomestic)

یک شرکت با استفاده از استراتژی چند منظوره کارایی ، بهره وری خود را به سمت تاکید بر پاسخگویی به الزامات محلی در هر یک از بازارهای خود بکار می گیرد. MTV به جای تلاش برای وادار کردن همه بینندگان آمریکایی در سرتاسر جهان، برنامه‌های تلویزیونی خود را در چندین کشور از جمله نیوزیلند، پرتغال، پاکستان و هند نشان می‌دهد.

به طور مشابه، شرکت مواد غذایی H. جی. Heinz محصولات خود را با اولویت‌های محلی تطبیق می‌دهد. به این دلیل که برخی از هندی‌ها سیر و پیاز را نمی‌خورند، به عنوان مثال، Heinz نسخه‌ای از کچاپ را که این دو جز را شامل نمی‌شود به آن‌ها می‌دهد.

 

استراتژی جهانی

یک شرکت با استفاده از یک استراتژی جهانی، پاسخگویی به الزامات محلی را در هر یک از بازارهای خود به نفع تاکید بر بهره‌وری خود حفظ می‌کند. این راهبرد کاملاً مخالف استراتژی multidomestic است. برخی تغییرات جزئی در محصولات و خدمات ممکن است در بازارهای مختلف ایجاد شود، اما یک استراتژی جهانی بر نیاز به کسب اقتصادهای مقیاس با ارائه محصولات یا خدمات مشابه در هر بازار تاکید می‌کند.

برای مثال، مایکروسافت برنامه‌های نرم‌افزاری مشابهی را در سراسر جهان ارایه می‌دهد اما برنامه‌ها را برای مطابقت با زبان‌های محلی تنظیم می‌کند. به طور مشابه، سازنده کالاهای مصرفی پراکتر اند گمبل از طریق ایجاد برنده‌ای جهانی در هر زمان ممکن تلاش می‌کند. استراتژی‌های جهانی نیز می‌توانند برای شرکت‌هایی که محصولاتشان یا خدمات آن‌ها تا حد زیادی از دید مشتری پنهان است، مانند Intel chip silicon، بسیار موثر باشد. برای چنین شرکت‌هایی، نظر به خواسته های محلی خیلی مهم نیست.

 

استراتژی فراملی (transnational)

یک شرکت با استفاده از یک استراتژی فراملی به دنبال یک محیط میانی بین یک استراتژی چند منظوره و یک استراتژی جهانی است. چنین شرکتی تلاش می‌کند با نیاز به تطبیق با اولویت‌های محلی در کشورهای مختلف، تمایل خود به کارایی را متعادل کند. به عنوان مثال زنجیره‌ای فست فود مانند McDonald و KFC به نام‌های تجاری مشابه و آیتم‌های منوی اصلی در سراسر دنیا متکی هستند. این شرکت‌ها امتیازاتی را به ذائقه محلی هم می‌دهند. برای مثال در فرانسه، شراب می‌تواند در مک‌دونالد خریداری شود. این رویکرد برای مک‌دونالد به این دلیل منطقی است که شراب عنصر مرکزی رژیم غذایی فرانسوی است.

 

 

منابع :

Standard & Poor’s Ratings Services. (2014).  Stock report on Walmart.

Wal-Mart Stores Inc.  (2014).  Our Locations

 

ترجمه توسط محمد رضا بهمنی

مدیر تیم های توسعه
نظریه پرداز جوامع نوین مجازی
نویسنده مقالات در ماهنامه های تخصصی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دو × 7 =