پیکره ای عظیم از اسب ساخته و مردانی منتخب درونش پنهان شدند، اینطور به نظر می رسید که آنجا را ترک کرده اند ولی مردم جنگ زده اسب را به نشانه ی پیروزی به داخل شهر بردند. بزرگی گفته بود “من از یونانی ها حتی اگر هدیه هم بیاورند می ترسم ” ولی مردم بر این باور بودند که این اسب فرجام ده سال مقاومت و جنگ است ، شاید نمی دانستند درون این پیروزی شکستی است که از اعتماد به دشمن و اشتیاق به پایان حصر پدید آمده بود و این نمونه ای است از آنچه از آغاز تا انجام حیات انسان بروی زمین بر سر همگی ما آمده و می آید و خواهد آمد.

Continue Reading “اگر هدیه هم بیاورند می ترسم”